هیرادهیراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

هیراد

مهمونی 13/11/90

1390/11/14 13:41
نویسنده : مریم
298 بازدید
اشتراک گذاری

پسرم دیشب به مناسبت پاگشای دایی و زن دایی خونه آقاجون دعوت بودیم اولش که راه افتادیم شما کلی حال گیری کردی و از مبدا تا مقصد بدون لحظه ای مکث گریه کردی اونهم چه گریه ای کم مونده بود گوشمونو کر کنی / نمی دونم شاید از ترافیک خوشت نمیومد چون به محض ورود به مهمونی شروع به خنده و دلبری کردی طوری که هیچکس باور نکرد تا یک دقیقه پیش چه کولی بازی در آوردی

باشه حالا به ما بخند اگه همین روند رو ادامه بدی و اذیتم کنی زنت میدم!

 

ولی فکر کنم مثل خودم عاشق مهمونی و شلوغی هستی خلاصه ساعت 12 اومدیم خونه و چون خیلی شارژ شده بودی تا ساعت 3 برامون سخنرانی کردی و بالاخره خوابیدی

وقتی می خوابی و اذیتها و گریه هات تموم میشه یه فرشته تمام عیار میشی

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مروارید مامان آوا
19 بهمن 90 21:22
خوبه باز تو مهمونی خوش اخلاق بوده و کوفتتون نکرده الهیییی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد